اتصال. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) پیوسته شدن. ( زوزنی ). پیوستن.بچیزی پیوستن. پیوسته شدن کار. ( تاج المصادر ). پیوستگی. رسیدن. اتحاد. التصاق. ملاصقت. تلاصق : تا نبودم من بحیدر متصل علم حق با من نمی جست اتصال.ناصرخسرو.بنگر که هست منکر من ، یا برادرم دارد چنانکه داشت همی با من اتصال.ناصرخسرو.سبب اتصال وی [ بوصادق تبانی ] بیارم بدین دولت ، در این فصل. ( تاریخ بیهقی ). || در اصطلاح منجمین نظر کردن کواکب ب...
فرهنگ عمید
۱. به هم وصل شدن، به هم رسیدن، به هم پیوستن. ۲. پیوستگی، ارتباط.
فرهنگ معین
(اِ تِّ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) به هم وصل شدن ، پیوستن . ۲ - (اِمص . ) پیوستگی .
دانشنامه آزاد فارسی
اتصال (اخترشناسی). اِتِّصال (اخترشناسی)در اخترشناسی، ردیفی شامل سه جسم آسمانی، معمولاً خورشید۱، زمین۲ و ماه یا خورشید، زمین و سیاره ای دیگر. اتصالِ خورشید و زمین و ماه معمولاً در طول گرفت های خورشید۳ و گرفت های ماه۴ پیش می آید. این اصطلاح را همچنین برای وضعیتی به کار می برند که در آن ماه یا سیاره ای دیگر در مقارنه۵ یا مقابله۶ باشد.wikijoo: اتصال_(اخترشناسی) اتصال (پزشکی). اِتِّصال (پزشکی)(anast...
فرهنگ فارسی
1. متصل بودن دائمی و طبیعی بخشهای مختلف بدن 2. متصل شدن دو یا چند مولکول بهعلت جاذبۀ بین آنها
بهم وصل شدن، بهم رسیدن، بهم پیوستن ، پیوستگی۱ - ( مصدر ) پیوسته شدن پیوستن بچیزی پیوستن پیوسته شدن کار . ۲ - ( اسم ) پیوستگی رسیدن اتحاد الصاق . ۳ - نحو. وجود شئ است بر وجهی که ممکن باشد فرض اجزائ مشترک در حدود برای آن و حد مشترک میان دو جزو بوصفی باشد که در عین آنکه نهایت یک طرف است بدایت طرف دی...
مترادف و متضاد
التصاق، الحاق، پیوستگی، پیوستن، پیوند، چسبیدگی، رسیدن، وصل ≠ انفصال
[ویکی فقه] اتصال (ابهام زدایی). واژه اتصال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اتصال (فقه)، به معنی پیوستگی، چسبیدن و عدم فاصله بین دو چیز و دارای کاربرد در فقه• اتصال (منطق)، پیوند و ملازمه و وابستگی بین مقدّم و تالی در قضایای شرطی...wikifeqh: قضایای شرطی را اتصال گویند.«اگر اعتبار مصاحبتی کنند و حکم کنند به ثبوتش یا نفیش بر وجهی که وضع قضیه اول مستتبع یا مستصحب وضع قضیه دوم باشد یا نباشد...
فرهنگ فارسی ساره
پیوستگی، پیوندیدن، پیوستن
واژه نامه بختیاریکا
کِتِن؛ سِقر؛ بَند
فرهنگستان زبان و ادب
{adhesion} [علوم پایۀ پزشکی] 1. متصل بودن دائمی و طبیعی بخش های مختلف بدن 2. متصل شدن دو یا چند مولکول به علت جاذبۀ بین آنها{attachment} [شیمی] تبدیل یک واحد مولکولی فقط با تشکیل یک پیوند دومرکزی به واحد مولکولی دیگر، بی آنکه در پیوندهای جزء مورد عمل تغییری روی دهد{connection} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] مسیری در شبکۀ مخابرات که نشانک/ سیگنال را از کاربری به کاربر دیگر انتقال می دهد...