Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اترج

تلفظ بین المللی : /ˈaːtradʒ/ تلفظ :‌ ['a:tRadZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حب الاترج
  • اترجه
  • اترجی
  • اترجیه
  • حبق اترجی
  • رانش اتر
  • سخت سرخرگی آترومی
  • کشش اتر
  • با اتر بیهوش کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اترج. [ اُ رُج ج ] ( معرب ، اِ ) ج ِ اُتْرُجَّه ( معرب از فارسی ترنج ). مَتک. ( زمخشری ). زرین درخت. ( ریاض الأدویه ). باتو. اُترُنجه. تُرنج. ( زمخشری ). و فی شرح الفصیح للمرزوقی : الأترج فارسی معرب. ( المزهر ). تفاح مائی. ( برهان ). بعض لغت نامه نویسان اترج را بالنگ گفته اند و ظاهراً این درست نباشد. من میوه آنرا به عراق عرب دیدم شکل آن مایل بشلجمی و ظاهر پوست آن بملاست نزدیک یعنی نکنده های آن ت...

فرهنگ عمید

بالنگ#NAME?

= بالنگ

فرهنگ معین

(اُ رُ ) [ ع . ] ( اِ. ) ترنج ، بالنگ .

فرهنگ فارسی

ترنج، بالنگ، بعربی نیزاترج واترنج وترنج گویند
( اسم ) ترنج بالنگ

مترادف و متضاد

bergamot (اسم)
ترنج، اترج، نوعی میوه از خانواده نارنج

کلمات مرتبط

  • حب الاترج
  • اترجه
  • اترجی
  • اترجیه
  • حبق اترجی
  • رانش اتر
  • سخت سرخرگی آترومی
  • کشش اتر
  • با اتر بیهوش کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات