Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اتر

تلفظ بین المللی : /ˈeter/ تلفظ :‌ ['eteR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • آتر
  • اتر زدن
  • اتر تاجی
  • اتر اتر
  • اتر تا
  • اتر سوزی
  • اتر تانک
  • اتر راک اورگن
  • اتر شپلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اتر. [ اِ ت ِ ] (فرانسوی ،اِ) رجوع به اثیر شود.

اتر. [ اَ ت َ ] (اِ) در تداول خانگی ، فال بد.
- اترزدن ؛ فال بد زدن . شگون بد زدن . تشاؤم .
|| رشته ٔ دراز که بازیاران گاه ریاضت بر پای باز بندند تا آنگاه که خواهند بازگردانند.

اتر. [ اَ ت َ ] ( اِ ) در تداول خانگی ، فال بد.- ا...

فرهنگ عمید

مایعی فرّار، بی رنگ، و شدیداً قابل اشتعال که از ترکیب اسید با الکل حاصل می شود و به عنوان داروی بی هوشی به کار می رود.

فرهنگ معین

(اِ تِ) [ فر. ] ( اِ.) 1 - جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کرة زمین را فراگرفته . 2 - نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی یا آلی با الکل به دست می آید. 3 - ماده ای که از گرفتن یک مولکول آب از دو مولکول الکل حاصل شود و به عنوان داروی بیهوشی و حلال به کار رود.

(اِ تِ ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کرة زمین را فراگرفته . ۲ - نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی...

دانشنامه آزاد فارسی

اتر (شیمی). اِتِر (شیمی)(ether)در شیمی، هر یک از مجموعه ترکیبات شیمیایی آلی دارای یک اتم اکسیژن که با اتم های دو گروه رادیکال آزاد هیدروکربن (فرمول کلی'R-O-R) متصل می شوند همچنین نام مشترکی برای اتوکسی اتان۱C۲H۵OC۲H۵ (دی اتیل اتر۲ نیز نامیده می شود). از این ماده به منزلۀ داروی بی هوشی و عامل ضدعفونی کنندۀ سطوح خارجی پیش از انجام عمل های جراحی استفاده می کنند. این ماده همچنین در نقش حّلال، و در ا...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - یونانیان قدیم و بتقلید آنان اقوام دیگر اتر را بجسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کر. ارض را فرا گرفته اطلاق میکردند . ۲ - بخار رقیق و ماد. سیال و سریع التبخیری است که قسمتی از فضای ماورای جو را اشغال کرده و در تمام اجسام نافذ است . دانشمندان فیزیک آنرا عامل انتقال نور و حرارت و الکتریسیته دانسته اند . دارای هیچگونه وزنی نیست در خلائ و هم. محیط های شفاف که نور از آن عبور میکند موجود است ا...

دانشنامه عمومی

آتر. آتر به معنای آتش و در ادبیّاتِ مزدیسنا فرزندِ اهورامزدا شمرده شده است.آذر، ایزدِ نگاهبانِ آتش و فروزهٔ اهورامزدا است برای همین گاه او را در شمار امشاسپندان آورده اند. آتر به همراه میترا موفق می شوند فره را از گرندِ دیو اژی دهاک نجات دهند.wiki: فضا را پر می کند. امروزه این نظریه که برای انتشار پرتو الکترومغناطیس، وجود محیط اتری لازم است دیگر پذیرفتنی نیست. بر اساس این نظریه، نور آشوب اتر محس...

گویش مازنی

۱مستقیم به طرف چیزی یا کسی رفتن ۲بی محابا گذشتن ۳طناب رخت ...

سطحی که در زمین کشاورزی که به علت بالا بودن ارتفاع آن،کمتر ...

( آتر ) /aater/ دشت زمین بایر - دیم کاری
/ater/ سطحی که در زمین کشاورزی که به علت بالا بودن ارتفاع آن، کمتر به زیر آب رود & مستقیم به طرف چیزی یا کسی رفتن - بی محابا گذشتن ۳طناب رخت آویز از الیاف گیاهی ۴حدود

فرهنگ اسم ها

اسم: آتر (دختر) (فارسی) (تلفظ: atar) (فارسی: آتَر) (انگلیسی: atar)
معنی: آذر، اخگر، آتش

مترادف و متضاد

اثیر، سیاله، ماده‌سیال

ether (اسم)
اتر، اثیر، عنصراسمانی

کلمات مرتبط

  • آتر
  • اتر زدن
  • اتر تاجی
  • اتر اتر
  • اتر تا
  • اتر سوزی
  • اتر تانک
  • اتر راک اورگن
  • اتر شپلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات