معانی کلمه : اتاق
لغت نامه دهخدا
اتاق .[ اُ ] (ترکی ، اِ) خانه و خیمه و بجای قاف غین معجمه نیز آمده و شاید اصل آن وثاق عربی باشد و ترکان عثمانی ((اُدَه )) تلفظ کنند و صاحب غیاث اللغات بنقل ازمصطلحات و لغات ترکی این لفظ را ترکی دانسته است .
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
( اُ ) [ تر. ] (اِ. ) ۱ - خانه ، چهاردیواری دارای سقف . ۲ - خیمه . اطاق ، اوتاغ و اوتاق هم گویند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - خانه بیت جای دیوار دارو مسقف در سرا . ۲ - خیمه .
پر کردن تمام کشیدن کمان
پر کردن تمام کشیدن کمان
دانشنامه عمومی
تو
نقل قول
گویش مازنی
اتاق – خانه
/etaagh/ اتاق – خانه
گویش اصفهانی
تکیه ای: kiya
طاری: kiya
طامه ای: yort
طرقی: kiya / yort
کشه ای: keya
نطنزی: yort
مترادف و متضاد
بیت، حجره، خانه، سرا، منزل
room (اسم)
جا، فضا، خانه، اتاق، محل
chamber (اسم)
تالار، اپارتمان، خوابگاه، خان، حجره، اتاق، اتاق خواب، فشنگ خوریاخزانه، دفترکار
