معانی کلمه : ابین
لغت نامه دهخدا
ابین . [ اُ ب َ ] (اِخ ) ابن سفیان . محدث است .
ابین . [ ] (اِخ ) موضعی است به عَدَن و آنرا بندری بنام المحل . (دمشقی ).
ابین . [ اَ ی َ ] (اِخ ) مردی از حمیر که عَدَن بدو منسوب است و گویند: عَدن ُ اَبین .
فرهنگ فارسی
( آبین ) نام مومیایی که از معدن آبین گیرند
آشکارتر، روشنتر، هویداتر ، فصیح تر
پیداتر
آشکارتر، روشنتر، هویداتر ، فصیح تر
پیداتر
دانشنامه عمومی
ابین (شهر). اَبیَن یکی از شهرهای توابع استان اَبیَن در کشور یمن است. این شهر مرکز این استان نیز است.
فهرست شهرهای یمن
جمعیت شهر اَبیَن در حدود ۴۰ هزار نفر می باشد.
فهرست شهرهای یمن
جمعیت شهر اَبیَن در حدود ۴۰ هزار نفر می باشد.
wiki: ابین (شهر)
فرهنگ اسم ها
اسم: آبین (دختر) (فارسی) (تلفظ: ābin) (فارسی: آبين) (انگلیسی: abin)
معنی: به رنگ آب، همانند آب
معنی: به رنگ آب، همانند آب
