معانی کلمه : ابگون
لغت نامه دهخدا
ابگون . [ اَ ] (اِ مرکب ) صورتی از آبگون به معنی نشاسته و نشا.
فرهنگ عمید
( آبگون ) ۱. به رنگ آب، آبی.
۲. صاف و روشن مانند آب.
۳. آبدار، جوهردار.
۴. روشن، درخشان: سپهر آبگون.
۴. [مجاز] تیز: خنجر آبگون.
۵. (اسم ) قسمتی از کاریز که آب از آن می تراود.
۶. حوض، آبگیر.
۷. (اسم ) نشاسته.
۲. صاف و روشن مانند آب.
۳. آبدار، جوهردار.
۴. روشن، درخشان: سپهر آبگون.
۴. [مجاز] تیز: خنجر آبگون.
۵. (اسم ) قسمتی از کاریز که آب از آن می تراود.
۶. حوض، آبگیر.
۷. (اسم ) نشاسته.
فرهنگ معین
( آبگون ) ۱ - (ص مر. ) آبی ، کبود. ۲ - سبز. ۳ - آبدار، گوهردار. ۴ - (اِمر. ) گل آبگون ، نیلوفر. ۵ - نشاسته .
فرهنگ فارسی
( آبگون ) ۱ - ( صفت ) برنگ آب آبی کبود ازرق . ۲ - سبز اخضر . ۳ - آبدار گوهر دار درخشان ۴ - ( اسم ) گل آبگون نیلوفر . ۵ - نشاسته نشا. ۶- نوعی اسب .
آبی کبود
نشاسته و نشا
آبی کبود
نشاسته و نشا
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آبگون (دختر) (فارسی) (تلفظ: ab-gun) (فارسی: آبگون) (انگلیسی: ab-gun)
معنی: به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
معنی: به رنگ آب، آبی، گل نیلوفر
