کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ابکاری کردن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbkɑrˌi kˈardan/
تلفظ :
['a:bkAR,i k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ابکاری فلزی کردن
ابیاری کردن
آبیاری کردن
ابتکار کردن
ایین تازه ای ابتکار کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
ابکاری
آبکاری
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
electroplate
(فعل)
اب فلز دادن، ابکاری کردن
کلمات مرتبط
ابکاری فلزی کردن
ابیاری کردن
آبیاری کردن
ابتکار کردن
ایین تازه ای ابتکار کردن
ابدار کردن
آبدار کردن
ابکاری
آبکاری
نظرات