ابکار. [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بکر. دوشیزگان . دختران دوشیزه . (وطواط). بکر بالکسر؛ دوشیزه ، یقع علی الرجل و المرئة. (منتهی الارب ). رجوع به کلمه ٔ دوشیزه و بکر شود.
۱. = بِکر
۲. (صفت) [مجاز] تازه؛ بدیع.
۱. کشتوزرع؛ کشاورزی: ◻︎ چو ورزه به ابکار بیرون شود / یکی نان بگیرد به زیر بغل (ناصرخسرو۱: ۳۲۱).
۲. مزرعه: ◻︎ دریغ سیوسه باره زر و دروازه ده / دریغ حایط و قصرم زمین و ابکارم (سوزنی: ۶۴).
( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ بکر؛ دوشیزگان ، دختران دوشیزه .
( اِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) پگاه برخاستن . 2 - (مص م .) بامداد از خواب بیدار کردن . 3 - (اِ.) بامداد.
دوشیزگان، شتابیدن، نابسودگان