Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابژ

تلفظ بین المللی : /ˈaːbʒ/ تلفظ :‌ ['a:bZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آبژ
  • ابژ کتیف
  • ابژکتیو
  • ابژدان
  • ابژدان سفلی
  • ابژدان ملمولیل
  • ابژه
  • بخش ابژدان
  • دهستان ابژدان
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آبژ ) آبژ. [ ب ِ ] ( اِ )سرشک آتش. || نام گیاهی که آن را بومادران گویند. ( شمس اللغات ). و رجوع به آبید و آبیز شود.

فرهنگ معین

( آبژ ) (بِ ) ( اِ. ) شرارة آتش .

فرهنگ فارسی

( آبژ ) ( اسم ) شرار. آتش
سرشک آتش نام گیاهی که آنرا بومادران گویند

کلمات مرتبط

  • آبژ
  • ابژ کتیف
  • ابژکتیو
  • ابژدان
  • ابژدان سفلی
  • ابژدان ملمولیل
  • ابژه
  • بخش ابژدان
  • دهستان ابژدان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات