Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابونعمان

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuːnʔˈemɑn/ تلفظ :‌ ['a:bu:n?'emAn]
لغت نامه دهخدا
  • آبونمان
  • ابونمان
  • آبونمان ( این کلمه فارسی نیست چه خوب است معادل فارسی آن را داشته باشیم)
  • آبوناندار
  • حیری ابوعثمان
  • دمشقی ابوعثمان
  • سعید بن یعقوب ابوعثمان دمشقی
  • سهل بن بشر ابوعثمان
  • ابوعثمان حیری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابونعمان . [ اَ ؟ ] (اِخ ) محمدبن نشیط. محدث است .

ابونعمان . [ اَ ؟ ] (اِخ ) سالم بن سرج . محدث است .

ابونعمان .[ اَ ؟ ] (اِخ ) محمدبن فضل سدوسی عازم . محدث است .

ابونعمان . [ اَ ؟ ] (اِخ ) بشیربن حامدبن سلیمان . رجوع به بشیر... شود....

کلمات مرتبط

  • آبونمان
  • ابونمان
  • آبونمان ( این کلمه فارسی نیست چه خوب است معادل فارسی آن را داشته باشیم)
  • آبوناندار
  • حیری ابوعثمان
  • دمشقی ابوعثمان
  • سعید بن یعقوب ابوعثمان دمشقی
  • سهل بن بشر ابوعثمان
  • ابوعثمان حیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات