Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابومرثد

تلفظ بین المللی : /abumˈarsad/ تلفظ :‌ [abum'aRsad]
لغت نامه دهخدا
  • ابومرثد کناز بن حصین غنوی
  • ابو مرثد
  • ابومرداس
  • ابو مرثد غنوی
  • بطلیوسی ابومحمد عبدالله بن محمد
  • تلعکبری ابومحمد هارون بن موسی
  • جریری ابومحمد احمد
  • جعفر بن بشیر ابومحمد بحلی
  • حماد بن عیسی جهنی ابومحمد
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابومرثد. [ اَ م َ ث َ ] (اِخ ) الغنوی . کنازبن حصین . حلیف حمزةبن عبدالمطلب . صحابی است .

ابومرثد. [ اَ م َ ث َ ] (اِخ ) غنوی . صحابی است .و رسول صلی اﷲ علیه و آله او را با عبادةبن صامت مؤاخات داد و او در خلافت ابوبکر به 66 سالگی درگذشت .


کلمات مرتبط

  • ابومرثد کناز بن حصین غنوی
  • ابو مرثد
  • ابومرداس
  • ابو مرثد غنوی
  • بطلیوسی ابومحمد عبدالله بن محمد
  • تلعکبری ابومحمد هارون بن موسی
  • جریری ابومحمد احمد
  • جعفر بن بشیر ابومحمد بحلی
  • حماد بن عیسی جهنی ابومحمد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات