Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابوقیس

تلفظ بین المللی : /abuq1ˈis/ تلفظ :‌ [abuq1'is]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ابوقیس بن فاکه
  • ابوقیس بن فاکه در شان نزول
  • نبرد ابوقیر
  • ابوریسما
  • ابوعیسی
  • ابوقبیس
  • ابوقسطس
  • ابوقعیس
  • ابوقیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) ابن رباح . محدث است .

ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) اسودبن قیس . محدث است .

ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) ابن السائب . صحابی است .

ابوقیس . [ اَ ق َ ] (اِخ ) ابن اَسلت . شاعری است از عرب .

ابوقیس . [ اَ ق َ ] (ا...

فرهنگ فارسی

شاعری از عرب

دانشنامه عمومی

ابوقیس (میمون). ابوقیس (به عربی: أبو قیس) کنیهٔ میمون هم پیالهٔ یزید بود؛ که از گُردهٔ خلیفه بالا می رفت، و از جام او می نوشید. یزید وانمود می کرد؛ که او پیرمردی از بنی اسرائیل است، که برای گناهانش مسخ شده است.رضا، محمد (۲۰۱۶). الحسن و الحسین: سیدا شباب اهل الجنة. بیروت: دار القلم. شابک ۹۷۸۹۹۵۳۴۴۲۳۸۹.Thubron، Colin (۲۰۱۱). Mirror To Damascus. لندن. شابک ۹۷۸۱۴۴۶۴۸۳۶۵۷.زیدان، جرجی (۲۰۱۲). تاریخ ال...

کلمات مرتبط

  • ابوقیس بن فاکه
  • ابوقیس بن فاکه در شان نزول
  • نبرد ابوقیر
  • ابوریسما
  • ابوعیسی
  • ابوقبیس
  • ابوقسطس
  • ابوقعیس
  • ابوقیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات