Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابودعامه

تلفظ بین المللی : /abudoʔˈɑmeː/ تلفظ :‌ [abudo?'Ame:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابودعامه العبسی
  • ابودلامه
  • ابونعامه
  • ابواسامه
  • ابوامامه
  • ابوتمامه
  • ابوثمامه
  • ابوجذامه
  • ابوجعاده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابودعامه . [ اَ دِ م َ ] (اِخ ) بشیر غنوی . محدث است .

ابودعامه . [ اَ دِ م َ ] (اِخ ) علی بن برید ابوالحسن . رجوع به علی ... شود.

ابودعامه. [ اَ دِ م َ ] ( اِخ ) بشیر غنوی. محدث است.

ابودعامه. [ اَ دِ م َ ] ( اِخ ) علی بن برید ابوالحسن. رجوع به علی... شود.

فرهنگ فارسی

محدث است

کلمات مرتبط

  • ابودعامه العبسی
  • ابودلامه
  • ابونعامه
  • ابواسامه
  • ابوامامه
  • ابوتمامه
  • ابوثمامه
  • ابوجذامه
  • ابوجعاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات