کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابوحامد-دوستان | کلماتور
معانی کلمه : ابوحامد دوستان
تلفظ بین المللی :
/abuhˈɑmed dˈustɑn/
تلفظ :
[abuh'Amed d'ustAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابوحامد
ابوحامد غزالی
ابوحامد اسفراینی
ابوحامد مروزی
ابوحامد شرقی
ابوحامد صاغانی
ابوحامد محمد غزالی
ابوحامد کرمانی
ابوحامد احمد اصفهانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابوحامد دوستان. [ اَ م ِ دِ ] ( اِخ ) یکی از مشایخ متصوفه بمائه چهارم هجری ، معاصر با خواجه عبداﷲ انصاری. او در مرو میزیست و علت شهرت او بدوستان آن بود که وی پیوسته در طی سخن گفتی دوستان چنین و چنان کنند.
فرهنگ فارسی
یکی از مشایخ متصوفه بمائه چهارم
کلمات مرتبط
ابوحامد
ابوحامد غزالی
ابوحامد اسفراینی
ابوحامد مروزی
ابوحامد شرقی
ابوحامد صاغانی
ابوحامد محمد غزالی
ابوحامد کرمانی
ابوحامد احمد اصفهانی
نظرات