معنی کلمه : ابوجهمه العدوی
لغت نامه دهخدا
ابوجهمة العدوی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) سکری اشعار قاسم بن قاسم را از او روایت کند.
( ابوجهمة العدوی ) ابوجهمة العدوی. [ اَ ؟ ] ( اِخ ) سکری اشعار قاسم بن قاسم را از او روایت کند.

ابوجهمة العدوی . [ اَ ؟ ] (اِخ ) سکری اشعار قاسم بن قاسم را از او روایت کند.