Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابوبحر

تلفظ بین المللی : /abubˈahr/ تلفظ :‌ [abub'ahR]
لغت نامه دهخدا
  • ابوبحر احنف بن حکیم عبادانی اصفهانی
  • ابوبحر احنف بن قیس سعدی تمیمی اصفهانی
  • ابوبحر ثعلبه بن ربیع قمی اصفهانی
  • شارش اَبَربحرانی
  • شارۀ اَبَربحرانی
  • ایلنکر بن ابوبکر
  • بلخی حمیدالدین ابوبکر عمر
  • میدان اَبَربحرانی
  • تافاوا بالوا الحاجی ابوبکر
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابوبحر. [ اَ بو ب َ ] (ع اِ مرکب ) خرچنگ . سرطان . (المزهر). پنج پا. پنچ پایک .

ابوبحر. [ اَ بو ب َ ] (اِخ ) کنیت احنف ضحاک بن قیس بن معویةبن حصین بن عباده ، مشهور بحلم . از اکابر تابعین . او زمان رسول صلوات اﷲعلیه را دریافت لکن بشرف صحبت نرسید و سید صلوات اﷲعلیه او را دعا کرده است و او متصف بعلم و حلم و عقل و دها بود و بالخاصه حلم او زبانزد و مثل است : بح...

کلمات مرتبط

  • ابوبحر احنف بن حکیم عبادانی اصفهانی
  • ابوبحر احنف بن قیس سعدی تمیمی اصفهانی
  • ابوبحر ثعلبه بن ربیع قمی اصفهانی
  • شارش اَبَربحرانی
  • شارۀ اَبَربحرانی
  • ایلنکر بن ابوبکر
  • بلخی حمیدالدین ابوبکر عمر
  • میدان اَبَربحرانی
  • تافاوا بالوا الحاجی ابوبکر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات