Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابوان

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuːˌɑn/ تلفظ :‌ ['a:bu:,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابواناس
  • اریک ابوانی
  • رود ابان
  • بسحاق اطعمه ابواسحاق
  • بطروجی ابواسحاق
  • مفتح الابواب
  • پتروس ابانوس
  • آبان
  • آبانبار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابوان . [ اَ ب َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ اب (در حال رفعی ). ابوین . والدین . پدر و مادر.

ابوان . [ اَب ْ ] (اِخ ) نام قریه ای به صعید ادنی در غربی نیل و آنرا ابوان عطیه گویند. || شهری بنزدیک دمیاط، نسبت بدان بؤنی باشد: حمز بؤنی . || قریه ای از خره ٔ بهنسی ، هم به صعید.

ابوان. [ اَ ب َ ] ( ع اِ ) تثنیه اب ( در حال رفعی )...

فرهنگ فارسی

تثنیه اب درحال رفعی، پدرومادر
نام قریه بصعید ادنی در غربی نیل

کلمات مرتبط

  • ابواناس
  • اریک ابوانی
  • رود ابان
  • بسحاق اطعمه ابواسحاق
  • بطروجی ابواسحاق
  • مفتح الابواب
  • پتروس ابانوس
  • آبان
  • آبانبار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات