معنی کلمه : ابوالولی
لغت نامه دهخدا
ابوالولی. [ اَ بُل ْ وَ لی ی ] ( اِخ ) ابن الشاه محمود الانجو الحسینی الشیرازی. ظاهراً در اواخر مائه دهم و اوایل مائه یازدهم حیات داشته است و از شیوخ شیخ بهائی است. رجوع به روضات الجنات ص 154 و 532 شود.
کلمات مرتبط
- سیدابوالبقاء بن ابوالولی موسوی ابرقویی اصفهانی
- ابوالولید
- ابن رشد ابوالولید محمد
- ابن داب ابوالولید عیسی بن یزید لیثی مدنی
- ابن رشد ابوالولید محمد بن احمد اندلسی
- ابن رشد ابوالولید محمد بن احمد قرطبی
- ابن جریح ابوالولید عبدالملک بن عبدالعزیز
- ابن فرضی ابوالولید عبدالله بن محمد ازدی
- ابن منذر ابوالولید محمد بن عمر منذر
