معانی کلمه : ابوالحسین
لغت نامه دهخدا
ابوالحسین . [ اَ بُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) ابن کباش . محدث است .
ابوالحسین . [ اَبُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) زیدبن حباب العکلی . محدث است .
ابوالحسین . [ اَ بُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) به قولی کنیت رویم بن احمد است .
فرهنگ فارسی
وزیر ابوالعباس مامون ابن محمد خوارزمشاه
ابن ناصر کبیر ( ه . م ٠ ) وی بر قسمتی از طبرستان حکومت داشت ( ف . ۳۱۱ ه . ق ٠ )
ابن ناصر کبیر ( ه . م ٠ ) وی بر قسمتی از طبرستان حکومت داشت ( ف . ۳۱۱ ه . ق ٠ )
دانشنامه عمومی
ابوالحسین کنیه ای مذکر در زبان عربی است و کنیهٔ افراد زیر است:
مسلم بن حجاج
ابوالحسین احمد بن فارس رازی
ابوالحسین احمد بن محمد
ابوالحسین فارسی
مهیار دیلمی
مسلم بن حجاج
ابوالحسین احمد بن فارس رازی
ابوالحسین احمد بن محمد
ابوالحسین فارسی
مهیار دیلمی
wiki: ابوالحسین
فرهنگ اسم ها
اسم: ابوالحسین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: abol hossein) (فارسی: ابوالحسین) (انگلیسی: abol hossein)
معنی: پدر حسین، کنیه آهو
معنی: پدر حسین، کنیه آهو
