Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ابوالحزم

تلفظ بین المللی : /ˈaːbvˈɑlhazˌam/ تلفظ :‌ ['a:bv'Alhaz,am]
لغت نامه دهخدا
  • کرمانی ابوالحکم عمرو
  • ابوالحرم
  • ابوالحرماز
  • ابوالحرمان
  • ابوالحمارس
  • ابوالحمراء
  • ابوالحکم
  • ابوالحکم اللیثی
  • ابوالحکم تنوخی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ابوالحزم . [ اَ بُل ْ ح َ ] (اِخ ) جهوربن محمدبن جهور. او اولین ِ امرای جهوری قرطبه ، امیری فاضل و ادیب و شاعر بود (از 422 تا 435 هَ . ق .).

ابوالحزم . [ اَ بُل ْ ح َ ] (اِخ ) مکی بن ریان بن شبه بن صالح ماکسینی نحوی ضریر،ملقب به صائن الدین . پدر او بماکسین نطعگری فقیر بودو ...

کلمات مرتبط

  • کرمانی ابوالحکم عمرو
  • ابوالحرم
  • ابوالحرماز
  • ابوالحرمان
  • ابوالحمارس
  • ابوالحمراء
  • ابوالحکم
  • ابوالحکم اللیثی
  • ابوالحکم تنوخی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات