Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابو وایل

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuː vˈɑjel/ تلفظ :‌ ['a:bu: v'Ajel]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو واصل
  • پارک ابی وایلد وادی
  • او وال
  • ابن واصل
  • ابن واصل ابوعبدالله محمد بن سالم حموی
  • ابن واصل محمد بن سالم
  • ابوعبدالله ابن واصل
  • ابووائل
  • ابوواثله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابووایل.[ اَ بو ی ِ ] ( ع اِ مرکب ) شغال. ابن آوی. ابووائل.
ابووائل. [ اَ بو ءِ ] ( ع اِ مرکب ) شغال. ( مهذب الاسماء ) ( المرصع ).ابووائل. [ اَ بو ءِ ] ( اِخ ) شقیق بن سلمة الاسدی الخزیمی. بعضی او را صحابی گفته اند و برخی دیگر گویند او تابعی است از اهل کوفه و درک صحبت عمر و عثمان و علی و معاذبن عباس و ابن عمر و ابن مسعود و ابوهریره و عایشه و غیر آنان از صحابه کرام کرده...

فرهنگ فارسی

شغال
محدث است

کلمات مرتبط

  • ابو واصل
  • پارک ابی وایلد وادی
  • او وال
  • ابن واصل
  • ابن واصل ابوعبدالله محمد بن سالم حموی
  • ابن واصل محمد بن سالم
  • ابوعبدالله ابن واصل
  • ابووائل
  • ابوواثله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات