کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ابو هانی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbuː hˈɑni/
تلفظ :
['a:bu: h'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن هانی
دار ابن هانی
ابن هانی محمد
ابوهانی
ابوهانی اسماعیل بن خلیفه انصاری کوفی اصفهانی
مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد
مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد علیهماالسلام
اوهانیان اوانس
اوانس اوهانیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) صحابی است.ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) احمدبن بکار بصری. محدث است.ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) اسماعیل بن خلیفة. محدث است.ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) اشعث بن زرعة البصری. محدث است و جعفربن محمدبن اسحاق الأزرق از او روایت کند.ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) اشعث بن عبدالملک الحرّانی. محدث و از موالی است.ابوهانی. [ اَ ] ( اِخ ) حمیدبن هانی الخولانی. محدث است و حیوةبن شریح و ابن وهب از او روایت کن...
فرهنگ فارسی
محدث و از موالی است
کلمات مرتبط
ابن هانی
دار ابن هانی
ابن هانی محمد
ابوهانی
ابوهانی اسماعیل بن خلیفه انصاری کوفی اصفهانی
مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد
مسند الامام الهادی ابی الحسن علی بن محمد علیهماالسلام
اوهانیان اوانس
اوانس اوهانیان
نظرات