کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ابو معان
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbuː maʔˈɑn/
تلفظ :
['a:bu: ma?'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ایات الصفات و منهج ابن جریر الطبری فی تفسیر معانیها مقارنا باراء غیره من العلماء
لوامع و لوایح در شرح قصیده خمریه ابن فارض و در بیان معارف و معانی عرفانی
ابومعان
ابوک اراضی مان
ابی مان
ابومرانه
ابومعاذ
ابومعارک
ابومعافا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابومعان. [ اَ ؟ ] ( اِخ ) ابن سیربن. از روات است و عماربن سیف از او روایت کند.
فرهنگ فارسی
از روات است
کلمات مرتبط
ایات الصفات و منهج ابن جریر الطبری فی تفسیر معانیها مقارنا باراء غیره من العلماء
لوامع و لوایح در شرح قصیده خمریه ابن فارض و در بیان معارف و معانی عرفانی
ابومعان
ابوک اراضی مان
ابی مان
ابومرانه
ابومعاذ
ابومعارک
ابومعافا
نظرات