ابومعاذ. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) عیسی بن یزید. از روات است.ابومعاذ. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) فضل بن خالد نحوی از روات است. و رجوع به فضل بن خالد شود.ابومعاذ. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) فضل بن خلف النحوی. او راست : کتاب معانی القرآن. ( ابن الندیم ).ابومعاذ. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) فضیل بن میسره. از روات است. از او شعبه و معتمر روایت کنند.ابومعاذ. [ اَ م ُ ] ( اِخ ) مسلم ملقب به هرّاء. نحوی. استاد کسائی و گویند علم تصریف ا...