Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابو مسحل

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuː mˈashal/ تلفظ :‌ ['a:bu: m'ashal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو محل
  • محله ابو دیشر
  • محلول آبی
  • محل چشمه اب معدنی
  • محلولی بشکل اب
  • محلول ابی
  • لب اب محله
  • ابومسحل
  • اب انبار 1 محله رودخانه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابومسحل. [ اَ ؟] ( اِخ ) اعرابی. مکنی به ابومحمد موسوم به عبدالوهاب بن حریش. او از وافدین حسن بن سهل است به بغداد. و او را با اصمعی مناظراتی است در تصریف. او راست : کتاب النوادر و کتاب الغریب. ( از ابن الندیم و غیر او ).

فرهنگ فارسی

اوراست کتاب النوادر و کتاب الغدیر

کلمات مرتبط

  • ابو محل
  • محله ابو دیشر
  • محلول آبی
  • محل چشمه اب معدنی
  • محلولی بشکل اب
  • محلول ابی
  • لب اب محله
  • ابومسحل
  • اب انبار 1 محله رودخانه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات