Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابو قریش

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuː q1ˈorajʃ/ تلفظ :‌ ['a:bu: q1'oRajS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابن قریش
  • ابو حمزه القرشی
  • ابو قرین
  • ابن قریعه
  • ابن قریه
  • ابوقریش
  • قاضی ابن قریعه
  • نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی قریظه
  • ابن افلیلی ابوالقاسم ابراهیم بن محمد زهری قرشی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) نام قریه ای است به یک فرسنگی واسط در راه صعید، بر ساحل نهر قریش.ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن غالب الحدانی. محدث است.ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) عیسی الصیدلانی. طبیب خاص مهدی خلیفه عباسی و حظیه او خیزران. او در اول به بغداد شغل صیدنه میورزید و علم او بطب ناچیز بود، لکین بصدفه و اتفاقی نیکو رتبه طبابت خاصه خلیفه یافت. و آن چنان بود که خیزران نالان شد و قار...

فرهنگ فارسی

طبیب مخصوص مهدی خلیفه عباسی

کلمات مرتبط

  • ابن قریش
  • ابو حمزه القرشی
  • ابو قرین
  • ابن قریعه
  • ابن قریه
  • ابوقریش
  • قاضی ابن قریعه
  • نقد روایات ابن اسحاق و واقدی از سرانجام بنی قریظه
  • ابن افلیلی ابوالقاسم ابراهیم بن محمد زهری قرشی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات