ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) نام قریه ای است به یک فرسنگی واسط در راه صعید، بر ساحل نهر قریش.ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن غالب الحدانی. محدث است.ابوقریش. [ اَ ق ُ رَ ] ( اِخ ) عیسی الصیدلانی. طبیب خاص مهدی خلیفه عباسی و حظیه او خیزران. او در اول به بغداد شغل صیدنه میورزید و علم او بطب ناچیز بود، لکین بصدفه و اتفاقی نیکو رتبه طبابت خاصه خلیفه یافت. و آن چنان بود که خیزران نالان شد و قار...