Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابو خلیفه

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuː xalˈifeː/ تلفظ :‌ ['a:bu: xal'ife:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابو خبیئه
  • ابو حلیفه
  • ابن شمس الخلافه
  • ابوخلیفه
  • خایه ٔ سگ آبی
  • خایه ٔ سگ ابی
  • اب انبار حاجی خدیجه
  • اب انبار کربلایی خدیجه
  • آبو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابوخلیفه. [ اَ خ َ ف َ ] ( اِخ ) حجاج بن غیاث. محدث است.

ابوخلیفه. [ اَ خ َ ف َ ] ( اِخ ) فضل بن حباب بن محمدبن شعیب بن صخر جمحی بصری. قاضی بصرة. از روات اخبار و اشعار و انساب. وفات او بسال 305 هَ. ق. بوده است. کتاب الفرسان و کتاب طبقات الشعراء الجاهلین از اوست. و رجوع به فضل... شود.

فرهنگ فارسی

قاضی بصره

کلمات مرتبط

  • ابو خبیئه
  • ابو حلیفه
  • ابن شمس الخلافه
  • ابوخلیفه
  • خایه ٔ سگ آبی
  • خایه ٔ سگ ابی
  • اب انبار حاجی خدیجه
  • اب انبار کربلایی خدیجه
  • آبو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات