Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابو خشینه

تلفظ بین المللی : /ˈaːbuː xaʃˈineː/ تلفظ :‌ ['a:bu: xaS'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خانه اخوند ابو
  • ابوخشینه
  • آب خانه
  • خانه ای روی اب
  • خانه من به بزرگی خانه او نیست ( خانه من کوچک تر است).
  • خانه به آب رسیدن
  • خانه به اب رس
  • خانه ٔ آب
  • خانه ٔ اب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابوخشینه. [ اَ خ ُ ش َ ن َ ] ( اِخ ) حاجب بن عمر، برادر عیسی بن عمر نحوی. محدث است.

ابوخشینه. [ اَ خ ُ ش َ ن َ ]( اِخ ) زیادی. رجوع به ابوخشینه صاحب الزیادی شود.

ابوخشینه. [ اَ خ ُ ش َ ن َ ] ( اِخ ) صاحب الزیادی. محدث است و محمدبن سواء از او روایت کند.

فرهنگ فارسی

برادر عیسی ابن عمر نحوی محدث است

کلمات مرتبط

  • خانه اخوند ابو
  • ابوخشینه
  • آب خانه
  • خانه ای روی اب
  • خانه من به بزرگی خانه او نیست ( خانه من کوچک تر است).
  • خانه به آب رسیدن
  • خانه به اب رس
  • خانه ٔ آب
  • خانه ٔ اب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات