معانی کلمه : ابه
لغت نامه دهخدا
ابه . [ اَ ب َه ْ ] (ع اِ) اَب . پدر.
ابه . [ اَ ب َه ه ] (ع ص ) گلوگرفته . اَبح ّ.
ابه . [ اَ هِن ْ ] (ع اِ) اَبْهی . ج ِ بَهْو.
ابه . [ اَ ب َه ْ ] (ع اِ) رسوائی . ننگ . || (مص ) شرم . شرم داشتن . (مصادر بیهقی ).
فرهنگ عمید
۱. = آلاچیق
۲. جایی که طایفهای چادرهای خود را برپا ساخته و در آنجا زندگی میکنند.
۳. [قدیمی، مجاز] طایفه؛ ایل.
( آبه ) مایعی غلیظ که با جنین از شکم مادر خارج می شود، لیزابه.
۱. = آلاچیق
۲. جایی که طایفه ای چادرهای خود را برپا ساخته و در آنجا زندگی می کنند.
۳. [قدیمی، مجاز] طایفه، ایل.
۱. = آلاچیق
۲. جایی که طایفه ای چادرهای خود را برپا ساخته و در آنجا زندگی می کنند.
۳. [قدیمی، مجاز] طایفه، ایل.
فرهنگ معین
( آبه ) (بِ ) ( اِ. ) مایعی غلیظ که با جنین از شکم مادر خارج می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آبه ) ( اسم ) لیزابه و لعابی که توام با جنین از شکم مادر بر آید .
نام قریه نزدیک ساوه و نسبت بدان آبی است که آوه نیز گویند آب
اوبه: طایفه، ایل ، خیمه، آلاچق، جائی که طایفهای چادرهای خودرادر آنجابرپاسازند، لیزابه، مایعی غلیظکه باجنین ازشکم ماد
( اسم ) طایفه و ایلی از ترک .
ننگ و رسوائی
نام قریه نزدیک ساوه و نسبت بدان آبی است که آوه نیز گویند آب
اوبه: طایفه، ایل ، خیمه، آلاچق، جائی که طایفهای چادرهای خودرادر آنجابرپاسازند، لیزابه، مایعی غلیظکه باجنین ازشکم ماد
( اسم ) طایفه و ایلی از ترک .
ننگ و رسوائی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tribe (اسم)
تبار، خیل، قبیله، طایفه، خانواده، عشیره، حی، سبط، ایل، قبایل، ابه
