معانی کلمه : ابناوی
لغت نامه دهخدا
ابناوی . [ اَ ] (ص نسبی ) منسوب به ابناء، یعنی اخلاف ایرانیان که با وهزر دیلمی بزمان انوشروان به یمن شدند و بدانجا اقامت گزیدند. رجوع به ابناء شود.
فرهنگ فارسی
شغال، شگال، بنات آوی جمع
اخلاف ایرانیان
اخلاف ایرانیان
