معانی کلمه : ابن مندله
لغت نامه دهخدا
ابن مندله. [ اِ ن ُ م َ دَ ل َ ] ( اِخ ) پادشاهی است عرب را.
فرهنگ فارسی
پادشاهی است عرب را
کلمات مرتبط
- ابن منده
- ابن منده ابواحمد بندار بن علی اصفهانی
- ابن منده ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصفهانی
- ابن منده ابوالحسن اصفهانی
- ابن منده ابوالحسن عبدالله بن محمد اصفهانی
- ابن منده ابوالحسن علی بن حسن اصفهانی
- ابن منده ابوالطیب بن منده اصفهانی
- ابن منده ابوالقاسم عبدالرحمان بن محمد اصفهانی
- ابن منده ابوجعفر محمد بن منده اصفهانی
