Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابن بروی

تلفظ بین المللی : /ˈebn berˈavi/ تلفظ :‌ ['ebn beR'avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بروی ابه هانری
  • اگر الآن برویم، حتما به او ( او را) می رسیم.
  • برویلر ان موزل
  • برای ان
  • برای ان که
  • مثل اب برای شکلات
  • برای ان که قسم دروغ نشود
  • عهدی که در ان اعضای سگ را برای مردگان شخص شکننده پیمان نفرین می کنند
  • مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابن بروی. [ اِ ن ُ ب َ رَ ] ( اِخ ) ابومنصور محمدبن محمدبن محمدبن سعدبن عبداﷲ ( 517-567 هَ.ق. ). فقیه شافعی. اصلاً از مردم خراسان. مولد او طوس. در اواخر عمر به بغداد رفته است و علم فقه را در نیشابور یا هرات نزد محمدبن یحیی نیشابوری آموخته ، چندی در مدرسه بهائیه بغداد نزدیک نظامیه تدریس میکرد و در جامعالقصر حلقه مناظره ای داشت که علما و اعیان علم بدانجا گرد می آمدند. و روز پنجشنبه 16 رمضان در بغداد...

فرهنگ فارسی

فقیه شافعی اصلا از مردم خراسان

کلمات مرتبط

  • بروی ابه هانری
  • اگر الآن برویم، حتما به او ( او را) می رسیم.
  • برویلر ان موزل
  • برای ان
  • برای ان که
  • مثل اب برای شکلات
  • برای ان که قسم دروغ نشود
  • عهدی که در ان اعضای سگ را برای مردگان شخص شکننده پیمان نفرین می کنند
  • مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات