معانی کلمه : ابلیز
لغت نامه دهخدا
ابلیز. [ اِ ] ( ع اِ ) خاک و لای مصر آنگاه که نیل فرونشیند. طین مصر .
فرهنگ فارسی
خاک و لای مصر
دانشنامه عمومی
اِبلیز خاکی است که از آمیختن شن، رس، گل و لای و خاک های گیاهی (گیاخاک) پدید آمده باشد.
wiki: ابلیز
مترادف و متضاد
mucilage (اسم)
چسب، لعاب، لزوجت گیاه، اب لیز
