معانی کلمه : ابطح
لغت نامه دهخدا
ابطح . [ اَ طَ ] (اِخ ) جائی است بین مکه و منی و مسافت آن از هر دو بیک اندازه و شاید به منی نزدیکتر است و ازین جهت به مکه و منی هر دو نسبت داده میشود. و بعضی گویند ابطح ، ذوطوی است و این سخن درست نباشد.
فرهنگ معین
(اَ طَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - رودخانة فراخ . ۲ - زمین هموار، هامون .
فرهنگ فارسی
زمین پست، بستررود، رودخانه فراخ، گذرکاه سیل که در آن سنگریزه فراوان باشد، نام جائی است میان مکه ومنی
( اسم ) ۱ - رود فراخ که در او سنگریزه ها باشد رودخان. فراخ جوی در سنگلاخ رفتنگاه آب و سیل که در آن سنگریزه بسیار باشد . ۲ - زمین فراخ هموار هامون .
جائی است بین مکه و منی
( اسم ) ۱ - رود فراخ که در او سنگریزه ها باشد رودخان. فراخ جوی در سنگلاخ رفتنگاه آب و سیل که در آن سنگریزه بسیار باشد . ۲ - زمین فراخ هموار هامون .
جائی است بین مکه و منی
