Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابطال

تلفظ بین المللی : /ˈebtɑl/ تلفظ :‌ ['ebtAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ابطال و فسخ
  • ابطال پذیر
  • ابطال تسلسل
  • ابطال پذیری
  • ابطال الزمان الموهوم
  • فهرست ابطال گواهی
  • گواهی ابطال ثبت
  • قابل ابطال
  • دعایی جهت ابطال دعای بستن بخت شکارچی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ابطال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ بَطَل . دلیران . شجاعان . دلاوران :
ابطال صف آرای درآیند به ابطال
اعلام جهانگیر درآرند به اعلام .

مسعودسعد.


ابطال در ظلمات معرکه به نور شموع رماح وعکس مشاعل سلاح استضائه نمودند. (تاریخ معجم ).
ابطال . [ اِ ] (ع مص ) باطل کردن . نقض . رد. نسخ . الغاء. عزل کردن . شکستن . ...

فرهنگ عمید

بطل#NAME?

باطل کردن؛ لغو کردن.

= بطل
باطل کردن، لغو کردن.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ بطل ؛ دلیران .

( اِ ) [ ع . ] (مص م .) 1 - باطل کردن ، لغو کردن ، بیهوده کردن ، ناچیز کردن . 2 - دروغ و باطل گفتن .

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ بطل ، دلیران .
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - باطل کردن ، لغو کردن ، بیهوده کردن ، ناچیز کردن . ۲ - دروغ و باطل گفتن .

فرهنگ فارسی

باطل کردن، لغوکردن، ناچیزساختن، بیفایده وبیهوده کردن، دلیران، جمع بطل
( مصدر ) ۱ - باطل کردن نقض رد نسخ الغائ عزل کردن شکستن لغو کردن اقامه نادرست کردن تباه کردن ناچیز کردن . ۲- دروغ و باطل و هزل گفتن باطل آوردن .

دانشنامه عمومی

ابطال ممکن است یکی از موارد زیر باشد:ابطال پذیریابطال گراییابطال (قانون اساسی آمریکا)ابطال شناسنامهابطال در زبان فارسی به معنای باطل کردن یا هدر دادن است.wiki: ابطال ابطال (قانون اساسی آمریکا). ابطال در تاریخ قانون اساسی ایالات متحده آمریکا، نظریه ای حقوقی است که بنابر آن هر یک از ایالات آمریکا حق دارد هر قانون فدرال را که آن ایالت مخالف با قانون اساسی می داند، ابطال، یا بی اعتبار کند. دادگاه ها ...

مترادف و متضاد

دروغ‌گفتن، هزل‌گویی

اقاله، الغا، باطل، باطل‌سازی، بطلان، رد، فسخ، لغو، نسخ، نقض

۱. اقاله، الغا، باطل، باطلسازی، بطلان، رد، فسخ، لغو، نسخ، نقض
۲. دروغگفتن، هزلگویی

waiver (اسم)چشم پوشی، لغو، ابطال، صرفنظرcancellation (اسم)لغو، فسخ، الغاء، ابطال، حذفannulment (اسم)فسخ، الغاء، ابطالrevoke (اسم)ابطال، الغاnullification (اسم)ابطال، لغو سازی، لغو شدگیrescission (اسم)فسخ، ابطالdis...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابطال (ابهام زدایی). واژه ابطال ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • ابطال (فقه)، به معنای باطل کردن و نابود ساختن و دارای کاربرد در فقه• ابطال (قرآن)، آیه ۳۳ سوره محمّد (صلّی اللّه علیه و آله)• ابطال (منطق)، به معنای باطل کردن و نابود ساختن و دارای کاربرد در منطق...wikifeqh: قواعد منطقی را گویند.«در تحریر این مجموع شروع کرده آمد بر عزم آنکه طرفی صالح از آنچه از اهل علم منطق در ا...

فرهنگ فارسی ساره

بیهده سازی، هیچ سازی، ناچیز کردن


کلمات مرتبط

  • ابطال و فسخ
  • ابطال پذیر
  • ابطال تسلسل
  • ابطال پذیری
  • ابطال الزمان الموهوم
  • فهرست ابطال گواهی
  • گواهی ابطال ثبت
  • قابل ابطال
  • دعایی جهت ابطال دعای بستن بخت شکارچی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات