معانی کلمه : ابسنگ
لغت نامه دهخدا
( آبسنگ ) آبسنگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) آبزن.
فرهنگ عمید
( آب سنگ ) = آبزن
دانشنامه آزاد فارسی
آبسنگ. آبْسنگ (reef)
پشته سنگی یا ماسه ای در آب های کم عمق دریا که معمولا از بقایای مرجان ها ساخته می شود و به آن آبسنگ مرجانی می گویند.
پشته سنگی یا ماسه ای در آب های کم عمق دریا که معمولا از بقایای مرجان ها ساخته می شود و به آن آبسنگ مرجانی می گویند.
wikijoo: آبسنگ
فرهنگ فارسی
( آبسنگ ) ( اسم ) آبزن آبسنج آبشنگ .
آبزن
آبزن
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگستان زبان و ادب
آبسنگ
{reef} [اقیانوس شناسی، جغرافیا، زمین شناسی] نوار یا باریکه ای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازه های دست ساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن
{reef} [اقیانوس شناسی، جغرافیا، زمین شناسی] نوار یا باریکه ای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازه های دست ساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن
