Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابست

تلفظ بین المللی : /ˈaːbast/ تلفظ :‌ ['a:bast]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آبست
  • عبد ابست
  • آبستن
  • آبستنی
  • ابستن سازی
  • ابستن شدن
  • ابستن نشدنی
  • ابستن کردن
  • ابستن کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابست . [ اَ ب ِ / اِ ب َ ] (اِ) گوشت ترنج است و به عربی شحم الاترج گویند. (برهان ). بلغت مغربی گوشت بالنگ است . (تحفه ). پیه بالنگ .

( آبست ) آبست. [ ب ِ ] ( ص ) مخفف آبستن : مریمان بی شوی آبست از مسیح خامشان بی لاف و گفتار فصیح.مولوی.مشتری شو تا بجنبد دست من لعل زاید معدن آبست من.مولوی.آنچه آبست است شب جز آن نزادح...

فرهنگ عمید

( آبست ) = آبسته
= آبستن

فرهنگ معین

( آبست ) (بَ ) ( اِ. ) نک آبسته .
( ~. ) ( اِ. ) بخش درونی پوست مُرکبات .
(بِ ) ۱ - (ص . ) آبستن . ۲ - ( اِ. ) زهدان ، رحم .

فرهنگ فارسی

( آبست ) ( اسم ) جزو درونی پوست ترنج و با درنگ و مانند آن گوشت پوست پیه پوست .
مخفف آبستن جزو درونی پوست ترنج
گوشت ترنج

کلمات مرتبط

  • آبست
  • عبد ابست
  • آبستن
  • آبستنی
  • ابستن سازی
  • ابستن شدن
  • ابستن نشدنی
  • ابستن کردن
  • ابستن کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات