ابزی . [ اَ زا ] (ع ص ) ابزخ . || آن خصم که مقهور کند دیگر خصم را. (مهذب الاسماء).
ابزی. [ اَ ب َ زا ] ( ع مص ) جستن آهو در دویدن. ابزی. [ اَ زا ] ( ع ص ) ابزخ. || آن خصم که مقهور کند دیگر خصم را. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ عمید
( آبزی ) ویژگی جانوری که در آب زندگی کند، جانوران دریایی.
فرهنگ معین
( آبزی ) (اِفا. ) جانوری که در آب زندگی می کند.
دانشنامه آزاد فارسی
آبزی. آبْزی (aquatic)هر نوع موجودی که در آب زندگی می کند. حیات در زمین از اقیانوس های اولیه سرچشمه گرفته است، زیرا محیط آبی مزایای فراوانی برای موجودات زنده دارد. آبزدایی در آب تقریباً ناممکن است، در آب دما معمولاً پایدار می ماند و چگالی آب پشتیبانی فیزیکی برای جانور فراهم می سازد. همۀ شکل هایی از حیات که قادر نیستند خارج از آب زندگی کنند، دوزیستانی که گاه و بیگاه وارد آب می شوند، و حشراتی که مر...
فرهنگ فارسی
( آبزی ) ( اسم ) موجودی که در آن میزید : جانوران آبزی حیوانات بحریجانوری که در آب زندگی کند، جانوران دریایی ابزخ آن خصم که مقهور کند دیگر خصم را
مترادف و متضاد
aquatic (صفت)ابزی، وابسته به ابlentic (صفت)ابزی، وابسته به آب های راکد، زیست کننده در ابهای راکدhydr- (پیشوند)ابزی، ابدارhydro- (پیشوند)ابزی، ابدار...