Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابریق

تلفظ بین المللی : /ˈebriq1/ تلفظ :‌ ['ebRiq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ابریق های بهشت
  • ابریقش بن ابرهه
  • ذو الابرق
  • راه ابریشم
  • افریقا
  • افریقا استعمار
  • رایانش اَبری
  • روز اَبری
  • صائغ افریقی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ابریق. [ اِ ] ( معرب ، اِ ) معرب آبری ( تاج العروس ) یا آبریز. ظرف سفالین برای شراب : ابریق می مرا شکستی ربّی برمن در عیش من ببستی ربّی.( منسوب به خیام ). || آبدستان. ( خلاص نطنزی ) ( مهذب الاسماء ). تاموره. || کوزه آب. کوزه : پس فروشد ابله ایمان را شتاب اندر آن تنگی بیک ابریق آب.مولوی.|| آوند چرمین لوله دار که بدان وضو سازند. مطْهَره. || ظرف سفالین با گوشه و دسته و لوله که بدان طهارت کنند. لولهین...

فرهنگ عمید

نوعی ظرف سفالی یا بلوری لوله دار و دارای دسته که در آن آب یا شراب می ریختند.

فرهنگ معین

( ~.) [ معر. ] (اِ.) 1 - شمشیر بسیار درخشنده . 2 - زن صاحب جمال .

( ا ِ) [ معر. ] (اِ.) 1 - کوزه . 2 - ظرف سفالین با دسته و لوله برای آب یا شراب . 3 - آفتابه ، لولهین . 4 - مطهره . 5 - وزنی معادل دو من .

( ا ِ ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - کوزه . ۲ - ظرف سفالین با دسته و لوله برای آب یا شراب . ۳ - آفتابه ، لولهین . ۴ - مطهره . ۵ - وزنی معادل دو من . ( ~. ) [ معر. ] (اِ. ) ۱ - شمشیر بسیار درخش...

دانشنامه آزاد فارسی

اِبریقاِبریقظرفی شیشه ای یا سفالی برای شراب، یا ظرفی لوله دار برای وضو یا طهارت (آفتابه). این ظرف از فلز، چرم و مواد دیگر نیز ساخته می شده و عمدتاً کوزه ای دارای دسته و لوله بوده که گاهی تزئینات نیز داشته است. ابریق معرب آبریز است که به نام لولهین و مشربه، و نیز به سبب شباهتش به تُنگ، گاهی تنگ نامیده می شد و بعدها به آفتابه معروف شد. البته آفتابه بیشتر از مس، فلزات دیگر و پلاستیک، به صورت بدنۀ است...

فرهنگ فارسی

معرب آبریز: کو ه، اباریق جمع، ظرف سفالین لوله داربادسته برای آب یاشراب
( اسم ) ۱ - شمشیر بسیار تابان شمشیر بسیار درخشنده . ۲ - کمان درخشان . ۳ - زن صاحب جمال تابان بدن .

دانشنامه عمومی

ابریق، واژه ایست که از فارسی وارد عربی شده و معرب آبری به معنای آبریز یا تاج عروس است. ابریق به معنای کوزه یا آفتابه در انواع فلزی، سفالین و حتی چرمی وجود داشته و برای نگهداری مایعات همچون آب و شراب و همچنین برای طهارت به کار می رفته است.wiki: استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آذغان بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است. در این روستا مقبره دو امامزاده قرار دارد که احتمالا نوادگان دختری و پسری اما...

مترادف و متضاد

کوزه، مشربه

آفتابه، لولهنگ

۱. آفتابه، لولهنگ
۲. کوزه، مشربه

ewer (اسم)
کوزه، ابریق، ابدستان، افتابه، تنگابخوری اطاق خواب

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ابریق به معنای آبریز، آبدستان، جام شراب بهشتى است.این واژه، یک بار در قرآن کریم و به شکل جمع، در و در وصف یکى از مجالس شادکامى مقرّبان آمده است: «یَطوفُ عَلیهِم وِلدَنٌ مُخلَّدونَ• بِأَکوَابٍ وَ أَباریقَ و کَأسٍ مِن مَعینٍ: نوجوانانى جاودان در شکوه و طراوت پیوسته با قدح ها و کوزه ها و جام هایى از نهرهاى جارى بهشتى (و شراب طهور) گرداگرد آنان مى گردند». واقعه/سوره۵۶، آیه۱۷-۱۸. ابریق را ...

فرهنگ فارسی ساره

آبریز، آوتابه


کلمات مرتبط

  • ابریق های بهشت
  • ابریقش بن ابرهه
  • ذو الابرق
  • راه ابریشم
  • افریقا
  • افریقا استعمار
  • رایانش اَبری
  • روز اَبری
  • صائغ افریقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات