معانی کلمه : ابرود
لغت نامه دهخدا
ابرود. [ اَ ] (اِ) سنبل ، و بعضی گویند نیلوفر است . (مؤیدالفضلاء).
( آبرود ) آبرود. ( اِ مرکب ) سنبل. || نیلوفر. || ( اِخ ) نام دهی به بردسیر کرمان.
ابرود. [ اَ ] ( اِ ) سنبل ، و بعضی گویند نیلوفر است. ( مؤیدالفضلاء ).
ابرود. [ اَ ] ( اِ ) سنبل ، و بعضی گویند نیلوفر است. ( مؤیدالفضلاء ).
فرهنگ معین
( آبرود ) (اِمر. ) ۱ - سنبل . ۲ - نیلوفر.
فرهنگ فارسی
( آبرود ) ( اسم ) ۱ - سنبل ۲ - نیلوفر
سنبل نیلوفر
سنبل و بعضی گویند نیلوفر
سنبل نیلوفر
سنبل و بعضی گویند نیلوفر
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آبرود (دختر) (فارسی) (تلفظ: abrud) (فارسی: آبرود) (انگلیسی: abrud)
معنی: کنایه از دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست، سنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست
معنی: کنایه از دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست، سنبل نیلوفر، دختری که مانند سنبل خوش نقش و زیباست
