معانی کلمه : ابرا
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) چشم پوشی طلبکار از طلب.
۲. [قدیمی] بیزار کردن، بری کردن.
۳. [قدیمی] از بیماری رهاندن، شفا دادن.
۲. [قدیمی] بیزار کردن، بری کردن.
۳. [قدیمی] از بیماری رهاندن، شفا دادن.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بیزار کردن بیزاری . ۲ - به کردن از بیماری بیمار را به کردن شفا بخشودن خوب کردن آسانی بخشودن . ۳ - صرف نظر کردن داین از دین خود باختیار و میل . ۴ - تبرئه کردن شخصی ذم. شخص دیگر اعم از حق مالی و غیر مالی . بنابراین ابرائ در فقه بمعنای وسیع تری از آنچه در حقوق بکار میرود استعمال میشود ولی بهر دو معنی ایقاع می باشد و احتیاج بقبول مدیون ندارد .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
( آ برا ) /aa beraa/ ای برادر - از اصوات در مقام تعجب و یا افسوس
