Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابخانه

تلفظ بین المللی : /ˈaːbxˈɑne/ تلفظ :‌ ['a:bx'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • آبخانه
  • آبکانه
  • آشخانه
  • ابکانه
  • آب خانه
  • اشخانه
  • آسخانه
  • ابانه
  • آبخانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آبخانه ) آبخانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی معلوم برای قضای حاجت. مستراح. مبرز. مخرج.کنیف. مغتسل. متوضا. بیت الفراغ. مبال. خلا. بیت التخلیه. میضاء. مذهب. آبشتنگاه. تشتخانه. ادب خانه. جایی.صحت خانه. قدمگاه. کریاس. بیت الماء. بیت الخلاء. ضروری. کابینه. قدم جا. طهارتخانه. و گاه از آن به بیرون وسرِ آب تعبیر کنند : روزی شیخ ابوسعید رحمه اﷲ همی شد با صوفیان ، فرا جایی رسید که چاه آبخانه پاک میکردن...

فرهنگ عمید

( آب خانه ) ۱. وضوخانه.
۲. = مستراح

فرهنگ فارسی

( آبخانه ) ( اسم ) جایی که برای قضای حاجت تخصیص دهند : مستراح جایی مبرز مبال خلا ادبخانه.
مستراح مخرج

کلمات مرتبط

  • آبخانه
  • آبکانه
  • آشخانه
  • ابکانه
  • آب خانه
  • اشخانه
  • آسخانه
  • ابانه
  • آبخانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات