کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ابتیار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbtjɑr/
تلفظ :
['a:btjAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
انتیاریس
سفر اختیاری
سقط اختیاری
سم آبیاری
صاحب اختیار
علی ابیاری
باغ صاحب اختیار
گرمازایی اختیاری
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ابتیار. [ اِ ] ( ع مص ) آرمیدن با. درآمیختن با. خفتن با. || آزمودن. آزمایش. || بوئیدن شتر نر ماده را تا باردار است یا نه. بور.
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
انتیاریس
سفر اختیاری
سقط اختیاری
سم آبیاری
صاحب اختیار
علی ابیاری
باغ صاحب اختیار
گرمازایی اختیاری
نظرات