معانی کلمه : ابتاب
لغت نامه دهخدا
( آبتاب ) آبتاب. ( نف مرکب / ص مرکب ) مشعشع.
فرهنگ معین
( آبتاب ) (ص مر. ) مشعشع ، درخشان .
فرهنگ فارسی
( آبتاب ) ( صفت ) مشعشع درخشان .
مشعشع
مشعشع
فرهنگ اسم ها
اسم: آبتاب (دختر) (فارسی) (تلفظ: ābtāb) (فارسی: آبتاب) (انگلیسی: ab-tab)
معنی: دختری با چهره زیبا و درخشان، تابان، مشعشع، درخشان، صاف چون آب زلال
معنی: دختری با چهره زیبا و درخشان، تابان، مشعشع، درخشان، صاف چون آب زلال
