معانی کلمه : ابان
لغت نامه دهخدا
ابان . [ اِب ْ با ] (ع اِ) هنگام . گاه . وقت . حین . اوان . || اول هر چیز. ج ، ابابین .
ابان . [ اَ ] (اِخ ) نام شهری بوده است به کرمان از ناحیه ٔ روذان .
فرهنگ عمید
آبان#NAME?
( آبان ) ۱. ماه هشتم از سال خورشیدی ایرانی، ماه دوم پاییز، آبان ماه.
۲. فرشتۀ موکل بر آب.
۳. [قدیمی] روز دهم از هر ماه خورشیدی: آبان روز است روز آبان / خرم گردان به آبِ رَز جان (مسعودسعد: ۵۴۶ ).
= آبان
۲. فرشتۀ موکل بر آب.
۳. [قدیمی] روز دهم از هر ماه خورشیدی: آبان روز است روز آبان / خرم گردان به آبِ رَز جان (مسعودسعد: ۵۴۶ ).
= آبان
فرهنگ معین
( اَ) (اِ.) آبان ، هشتمین ماه سال خورشیدی .
( آبان ) [ په . ] ( اِ. ) ۱ - ایزد نگهبان آب . ۲ - هشتمین ماه از سال خورشیدی . ۳ - روز دهم هر ماه شمسی .
( اَ ) (اِ. ) آبان ، هشتمین ماه سال خورشیدی .
( اَ ) (اِ. ) آبان ، هشتمین ماه سال خورشیدی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آبان ) نام ایزد نگهبان آب در آیین زرتشتی موکل بر روز دهم هر ماه شمسی ( آبان روز ) و ماه هشتم هر سال شمسی ( آبان ماه )
( اسم ) ۱ - ( اسم ) ایزد نگهبان آب ۲ - ماه هشتم از سال شمسی که طبق تقویم کنونی مطابق با ماه دوم پاییز است . ۳ - روز دهم هر ماه شمسی.
نام فرشته موکل بر آهن و تدبیر
روز دهم از هر ماه خورشیدی
آبان
وقت هنگام اول هر چیز
( اسم ) ۱ - ( اسم ) ایزد نگهبان آب ۲ - ماه هشتم از سال شمسی که طبق تقویم کنونی مطابق با ماه دوم پاییز است . ۳ - روز دهم هر ماه شمسی.
نام فرشته موکل بر آهن و تدبیر
روز دهم از هر ماه خورشیدی
آبان
وقت هنگام اول هر چیز
دانشنامه عمومی
نقل قول
فرهنگ اسم ها
اسم: آبان (دختر، پسر) (پهلوی، فارسی) (طبیعت) (تلفظ: ābān) (فارسی: آبان) (انگلیسی: aban)
معنی: نام ماه هشتم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آب، آبها، ( در گاه شماری ) ماه هشتم از سال شمسی، ( در قدیم ) نام روز دهم از هر ماه شمسی، ( در آیین زرتشتی ) نام فرشته ی موکل آب و تدبیر امور مسائل آبان ماه، نام روز دهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
معنی: نام ماه هشتم از سال شمسی، نام فرشته نگهبان آب، آبها، ( در گاه شماری ) ماه هشتم از سال شمسی، ( در قدیم ) نام روز دهم از هر ماه شمسی، ( در آیین زرتشتی ) نام فرشته ی موکل آب و تدبیر امور مسائل آبان ماه، نام روز دهم از هر ماه شمسی در ایران قدیم
