Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اباحت

تلفظ بین المللی : /ˈaːbˈɑhat/ تلفظ :‌ ['a:b'Ahat]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • اباحتی
  • آبافت
  • اباتت
  • ابافت
  • ازاحت
  • اباحه
  • اباحی
  • ابادت
  • ابانت
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اباحت. [ اِ ح َ ] ( ع مص ) اباحه. مباح کردن. حلال کردن. جائز داشتن. روا شمردن. حلیت. جواز. روائی. دستوری. رخصت. مقابل حَظْر و تحریم و منع :
کاین اباحت زین جماعت فاش شد
رخصت هر مفلس قلاش شد.
مولوی.
|| غارت کردن. || از بیخ برکندن. || ظاهر کردن راز.

فرهنگ معین

(اِ حَ ) [ ع . اباحة ] (مص م . ) ۱ - حلال کردن ، روا دانستن . ۲ - جایز. ۳ - به تکلیف اعتقادی نداشتن و انجام محّرمات را جایز دانستن .

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) مباح کردن حلال کردن جایز دانستن مقابل تحریم حرام کردن . ۲ - ( اسم ) جواز روایی . ۳ - عبارتست از نداشتن اعتقاد بوجود تکلیف و روا داشتن ارتکاب محرمات .

مترادف و متضاد

جایز شمردن، جواز، حلال کردن، روایی، مباح دانستن ≠ تحریم


کلمات مرتبط

  • اباحتی
  • آبافت
  • اباتت
  • ابافت
  • ازاحت
  • اباحه
  • اباحی
  • ابادت
  • ابانت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات