معانی کلمه : ابابیل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پرستو.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - دسته های پراکنده ، دسته - دسته ، گروه مرغان . ۲ - پرستوها، چلچله ها.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نام مرغانی که به دستور الهی بر سر اصحاب فیل سنگریزه ریختند
( اسم ) جمع : ابال اباله اباله ابیل ابول ( که هیچیک از آنها در فارسی مستعمل نیست ) و گفتهاند جمعی است بی مفرد. ۱ - دسته های پراکنده گروه های متفرق : طیرابابیل دسته های مرغان . ۲ - پرستو پرستوک خطاف چلچله بابیل .
( اسم ) جمع : ابال اباله اباله ابیل ابول ( که هیچیک از آنها در فارسی مستعمل نیست ) و گفتهاند جمعی است بی مفرد. ۱ - دسته های پراکنده گروه های متفرق : طیرابابیل دسته های مرغان . ۲ - پرستو پرستوک خطاف چلچله بابیل .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
پرستو، چلچله
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پرستو، گروه ها، گله گله
