Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اب سار

تلفظ بین المللی : /ˈaːb sˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:b s'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • آب سار
  • سا آب
  • سا اب
  • آب ساب کردن
  • اب ساب کردن
  • ابسار
  • آبسار
  • ابساراکا داکوتای شمالی
  • ابساروکی مونتانا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آب سار ) آب سار. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) در قزوین و قمشه و سمیرم فارس نام چشمه هائی است که بزعم عوام افشاندن آب آن در مزارعی که ملخ بدانجا فرود آمده باشد سبب آمدن مرغ سار که ملخ را دفعو تباه می کند، گردد، و آن را آب مرغان نیز گویند.، ابسار. [ اِ ] ( ع مص ) خراشیدن ریش ( زخم ) را پیش از نضج آن. ناسور کردن ریش. || گشن دادن خرمابن پیش از وقت آن. || خواستن حاجت پیش از وقت. || غوره آوردن خر...

فرهنگ فارسی

( آب سار ) در قزوین و قمشه و سمیرم و فارس نام چشمه ای است
ناسور کردن ریش خواستن حاجت پیش از وقت کندن زمین بستم گرفته

کلمات مرتبط

  • آب سار
  • سا آب
  • سا اب
  • آب ساب کردن
  • اب ساب کردن
  • ابسار
  • آبسار
  • ابساراکا داکوتای شمالی
  • ابساروکی مونتانا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات