معانی کلمه : اب تابه
لغت نامه دهخدا
( آب تابه ) آب تابه. [ تا ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن آب گرم کنند. || ابریق. آفتابه.
فرهنگ عمید
( آبتابه ) = آفتابه
فرهنگ فارسی
( آب تابه ) ظرفی که در آن آب گرم کنندابریق آفتابه
( آبتابه ) ( اسم ) ظرفی فلزین با لول. بلند که در آن آب کنند و بدان دست و رو و دهان را شویند .
( آبتابه ) ( اسم ) ظرفی فلزین با لول. بلند که در آن آب کنند و بدان دست و رو و دهان را شویند .
