کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اب الو
تلفظ بین المللی :
/ˈaːb ˈaloː/
تلفظ :
['a:b 'alo:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آب آلو
اختلالات اب و الکترولیت
دسته الوار شناور بر اب
الودگی اب زیرزمینی
اب گل الود
اب از سرچشمه گل الود بودن
اب را گل الود کردن یا به گل الودن
اب سر چشمه گل الود است
از اب گل الود ماهی گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( آب آلو )
آب آلو. [ ب ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آب که در آن آلو تر نهاده باشند.، ابالو. [ اَ ] ( اِخ ) رجوع به ابالدو شود.
فرهنگ فارسی
( آب آلو )
آب که در آن آلو تر نهاده باشند
کلمات مرتبط
آب آلو
اختلالات اب و الکترولیت
دسته الوار شناور بر اب
الودگی اب زیرزمینی
اب گل الود
اب از سرچشمه گل الود بودن
اب را گل الود کردن یا به گل الودن
اب سر چشمه گل الود است
از اب گل الود ماهی گرفتن
نظرات